دارمای ئەشق و تۆڵ
احمدظاهر ازدستت فقان فقان دارم
احمدظاهر معشوقه به سامان شد
احمدظاهر دل نیست این دلی که به من دادی
احمدظاهر توکل نازهمه
احمدظاهر ازکنار توجداچه چاره سازاست
احمدظاهر توبیادربرمن
احمدظاهر دردی که گذشته درمان به کی گویم
احمدظاهر بیاکه دربغل تنگت بگیرم
احمدظاهر به کس نمیگم
احمدظاهر شیشها همه خالی
احمدظاهر پوشیده چون جان میروی
دارمان مدة ساعتين جديد